بتیک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بتیک . [ ] (اِ) کژ باشد که به کلاه و جوراب کنند. (از فرهنگ اسدی ). قز باشد که به جوراب و کلاه بافند. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی ) : فاخته گون شد هوا ز گردش خورشید جامه ٔ خانه بتیک فاخته گون شد. رودکی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بتیک . [ ] (اِ) کژ باشد که به کلاه و جوراب کنند. (از فرهنگ اسدی ). قز باشد که به جوراب و کلاه بافند. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی ) : فاخته گون شد هوا ز گردش خورشید جامه ٔ خانه بتیک فاخته گون شد. رودکی .