بحر (متضاد: بر، خشکی، هامون)/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهداناقیانوس، دریا، یم وزنشعرواژه قبلی: بحث کردنواژه بعدی: بحران