واژه جو

بحرودی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بحرودی . [ ب َ ] (اِخ ) دهی از دهستان درب قاضی بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور در ٦ هزارگزی خاور نیشابور. در طرف شمال خاوری آن تپه های آثار باستانی دیده میشود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).

معنی بحرودی | واژه جو