بحور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بحور. [ ب ُ ] (ع اِ) ج ِ بحر. دریاها. (ترجمه ٔ علامه ٔ جرجانی ) : سبب عزت و سخای تو گشت زاده و داده ٔ جبال و بحور. مسعودسعد. ◄ ج ِ بحر، بمعنی وزن شعر. (غیاث اللغات ). ◄ آهنگهای موسیقی . و بحورالالحان نام کتابی است . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به بحر شود.
بحور. [ ب َ ] (ع ص، اِ) اسپ تیزرفتار فراخ گام . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).