بخام کشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بخام کشیدن . [ ب ِ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) در پوست دباغت ناکرده کشیدن چنانکه نقاره را در پوست گاو کشند. (غیاث اللغات ). و رجوع به خام شود . ◄ گنهکار را در پوست خر و سگ کشیدن . (غیاث اللغات ). گنهکار را در پوست خر و سگ و گاو میکشند و این نوعی از سیاست است . (آنندراج ) : شود ز لطف هوا بر تنش قبای حریر درین بهار گنهکار اگر کشند بخام . کلیم .