بخاک برابر کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بخاک برابر کردن . [ ب ِ ب َ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نیست و نابود کردن . خراب ساختن . (آنندراج ). همسان کردن با خاک . با خاک یکسان و هم ارزش ساختن : چو سرو ناز تو مشکین لباس در بر کرد مرا چو سایه به خاک سیه برابر کرد. ساحری .