بختو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بُ تُ) (اِ.) ۱- رعد، تندر. ۲- هر چیز غرنده.واژه قبلی: بخته کردنواژه بعدی: بختور