بخسلوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بخسلوس . [ ب َ س ِ ] (اِخ ) نام پادشاهی (در داستان وامق و عذرا) که عذرا را بقهر و تعدی و عنف برده بود. (از برهان قاطع) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از فرهنگ سروری ) : یکی شاه بد نام او بخسلوس که با حیله و رنگ بود و فسوس . عنصری . حال اصحاب کهف و دقیانوس قصه ٔ بخسلوس و شهر فسوس . سنایی .