بخل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بُ) [ ع. ] (اِ.) تنگ چشمی، خسُت.مترادفها و واژههای مرتبطحسد، رشکامساک، خست، زفتی، لئامت، مالپرستیبخیل بودن ≠ سخاوت، کرم، بخششواژه قبلی: بخشیدهواژه بعدی: بخو