بخنورور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بخنورور. [ ب َ نوز وَ ] (ص مرکب ) رعددار. دارای رعد : عاجز شود ز اشک دو چشم و غریو من ابر بهارگاهی و بخنورور مطر . (از یادداشت مؤلف ). و رجوع به بخنو شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بخنورور. [ ب َ نوز وَ ] (ص مرکب ) رعددار. دارای رعد : عاجز شود ز اشک دو چشم و غریو من ابر بهارگاهی و بخنورور مطر . (از یادداشت مؤلف ). و رجوع به بخنو شود.