بخیده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ دِ)(ص مف.) پنبه زده شده ؛ حلاجی شده.واژه قبلی: بخیدنواژه بعدی: بخیل