بخیه زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. زَ دَ) (مص م.) ۱- کوک زدن، دوختن. ۲- دوختن بخش جراحی شده بدن.مترادفها و واژههای مرتبطبخیه کردن، دوختن، درز گرفتن، شلال کردن، کوک زدنالحام کردنواژه قبلی: بخیهواژه بعدی: بد