بخیه زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانبخیه کردن، دوختن، درز گرفتن، شلال کردن، کوک زدن الحام کردنمترادفها و واژههای مرتبطبخیه کردن، دوختن، درز گرفتن، شلال کردن، کوک زدنالحام کردنواژه قبلی: بخیل (متضاد: سخی، کریم، نظربلند)واژه بعدی: بد