بد بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
برایش بد بودن، مجروح کردن، آسیب زدن، ازشکل طبیعی خارج کردن خرج برداشتن، گران بودن فایدهای نداشتن، بیفایده بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
برایش بد بودن، مجروح کردن، آسیب زدن، ازشکل طبیعی خارج کردن خرج برداشتن، گران بودن فایدهای نداشتن، بیفایده بودن