بدآزمون/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. زِ) (ص.) بدسابقه، نابکار.واژه قبلی: بد بردارواژه بعدی: بدآموزی