بدآموزی کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
ازراه بهدربردن، گمراه کردن، فاسد کردن، منحرف کردن، اغفال کردن، فریب دادن تصویر غلط دادن، دروغ گفتن، ماستمالی کردن، خطا کردن بدآموزی داشتن بدشکل کردن مشوش نمودن اذهان عموم
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
ازراه بهدربردن، گمراه کردن، فاسد کردن، منحرف کردن، اغفال کردن، فریب دادن تصویر غلط دادن، دروغ گفتن، ماستمالی کردن، خطا کردن بدآموزی داشتن بدشکل کردن مشوش نمودن اذهان عموم