بدرام/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ) (ص مر.) وحشی، سرکش.مترادفها و واژههای مرتبطخرم، خوش، خوشدل، دلگشا، شاد، مبتهجبدلگام، چموش، سرکشاسب، استر، قاطر ≠ درشت، ناپدرامواژه قبلی: بدرواژه بعدی: بدرقه