بدروشن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بدروشن . [ ب َ رَ وِ ] (ص مرکب ) بدرفتار. (یادداشت مؤلف ) : شفیعباش بر شه مرا بدین زلت چو مصطفی بر دادار بدروشنان را. دقیقی (از یادداشت مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بدروشن . [ ب َ رَ وِ ] (ص مرکب ) بدرفتار. (یادداشت مؤلف ) : شفیعباش بر شه مرا بدین زلت چو مصطفی بر دادار بدروشنان را. دقیقی (از یادداشت مؤلف ).