بدساختگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بدساختگی . [ ب َ ت َ / ت ِ ] (حامص مرکب ) بدرفتاری : محتشم خدمتکاران او این مرد (بوسهل زوزنی ) بود اما بر مردمان بدساختگی کردی و درشت و ناخوش و صفرایی عظیم داشت . (تاریخ بیهقی چ فیاض ص ٢٥).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بدساختگی . [ ب َ ت َ / ت ِ ] (حامص مرکب ) بدرفتاری : محتشم خدمتکاران او این مرد (بوسهل زوزنی ) بود اما بر مردمان بدساختگی کردی و درشت و ناخوش و صفرایی عظیم داشت . (تاریخ بیهقی چ فیاض ص ٢٥).