بدسگال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بدسگال . [ ب َ س َ / س ِ ] (ص مرکب ) بداندیش . بدخواه . دشمن . (برهان قاطع) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) : دل من پر آزار از آن بدسگال نبد دست من چیره بر بدهمال . ابوشکور. پدید آمد آن فره ایزدی برفت از دل بدسگالان بدی . دقیقی . روان نیاکان ما خوش کنید دل بدسگالان پر آتش کنید. فردوسی . ببرد پی بدسگالان ز خاک بروی زمین بر نماند مغاک . فردوسی . اگر تاو دارد بروز نبرد سر بدسگال اندر آرد بگرد. فردوسی . هر کسی کو بدسگال شاه روزافزون شود رنج او افزون شود چون دولت او هرزمان . فرخی . جهان از بدسگالانش تهی کن چنان کز شیخک بی شرم طرار. فرخی . بودنیها همه ببود و نبود آنچه بردند بدسگالان ظن . فرخی . ز دهر آنکه بود بدسگال او غمگین بدهر آنکه بود نیکخواه او شادان . فرخی . همواره شهنشاه جهان خرم باد در خانه ٔ بدسگال اوماتم باد. منوچهری . بدسگالت گر برآرد از گریبان سر برون چون کمندتو گریبانش فروگیرد خناق . منوچهری . ز شاهان کسی بدسگالم نبود بگنج و بلشکر همالم نبود. (گرشاسب نامه ). پیر جهان بدسگال تست سوی تو منگر و مستان ز بدسگال نواله . ناصرخسرو. نیکخواهت ز بخت محترم است بدسگالت ز چرخ مقهور است . مسعودسعد. اگر بدسگالان این بقصد کرده اند... دشوارتر رفع شود. (کلیله و دمنه ). بدسگال ار در کین تو زند فارغ باش نقش کاقبال نگارد نشود زآب تباه . اثیر اخسیکتی . حادثه در نرد درد و فتنه در شطرنج رنج بدسگالت را حریف آبدندان یافته . انوری . ماند بنوک کلک تو و جان بدسگال چون در حجاب زنگ شود مضمر آینه . خاقانی . بدسگالش کجا ز بحر نیاز کشتی جان به معبر اندازد. خاقانی . نصرت که دهد به بدسگالت هرا که برافکند خران را. خاقانی . اگر خود فرشته شود بدسگالش هم از سگ نژادان شیطان نماید. خاقانی . سزای بدسگال هرآینه می رسد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ سنگی ص ٤٠٥). بنیکان درآویخته بدسگال کسی را امانت نه بر خون و مال . نظامی . فرستاد چندان بدو گنج و مال کزو دور شد مالش بدسگال . نظامی . نیکخواهان ترا عاقبت نیکو باد بدسگالان ترا خاتمت نامحمود. سعدی . نیکخواهان ترا تاج کرامت بر سر بدسگالان ترا بند عقوبت بر پای . سعدی . امروز بدیدم آنچه دل خواست دید آنچه نخواست بدسگالم . سعدی . خاطر تو به خون من رغبت اگر چنین کند هم به مراد دل رسد خاطر بدسگال من . سعدی (بدایع). ◄ بدگو. (برهان قاطع) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) (فرهنگ سروری ). و رجوع به سگال شود.