بدشانس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (ص.) بداقبال، آن که اغلب حوادث ناگوار در زندگی اش رخ میدهد. مق. خوش شانس.مترادفها و واژههای مرتبطبداقبال، بدطالع، پیشانیسیاه، سیاهپیشانی ≠ اقبالمند، خوششانس، خوشطالعواژه قبلی: بدسگالواژه بعدی: بدع