بدطعمی
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بدمزه بودن، بدمزگی، نامطبوعی، تلخی، ناگوارایی، ترش بودن، فساد، غذای مانده داروی تلخ، زهر چیز تلخ و بدطعم: قهوه، زهرمار، آش گل گیوه، زقوم، چای پررنگ حقیقت ماده قلیایی، باز، آب آهک
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بدمزه بودن، بدمزگی، نامطبوعی، تلخی، ناگوارایی، ترش بودن، فساد، غذای مانده داروی تلخ، زهر چیز تلخ و بدطعم: قهوه، زهرمار، آش گل گیوه، زقوم، چای پررنگ حقیقت ماده قلیایی، باز، آب آهک