بدقطع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بدقطع. [ ب َ ق َ ] (ص مرکب ) که اندازه ٔ آن ناموزون و نامتناسب است . بدبرش . بدقواره . مقابل خوش قطع: این زمین بدقطع است . (از یادداشتهای مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بدقطع. [ ب َ ق َ ] (ص مرکب ) که اندازه ٔ آن ناموزون و نامتناسب است . بدبرش . بدقواره . مقابل خوش قطع: این زمین بدقطع است . (از یادداشتهای مؤلف ).