بدلعاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بدلعاب . [ ب َ ل ُ ] (ص مرکب ) بدسلوک . بدادا. بدخلق . (از فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ). بدرفتار. بدمعامله . (یادداشت مؤلف ). ♦ کاشی بدلعاب ؛ در تداول عامه، به کسی گویند که بدسلوک باشد. (یادداشت مؤلف ).