بدهکار بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بدهی داشتن، مدیون بودن، مقروض بودن، وام گرفتن، قرض (بدهی) بالا آوردن، اینکلاه آنکلاه کردن، بدهکار شدن، بستانکار کردن بدهکار کردن، بستانکار شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بدهی داشتن، مدیون بودن، مقروض بودن، وام گرفتن، قرض (بدهی) بالا آوردن، اینکلاه آنکلاه کردن، بدهکار شدن، بستانکار کردن بدهکار کردن، بستانکار شدن