واژه جو

بدود

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بدود. [ ب ُ ] (ع اِ) ج ِ بُدّ. بتها. (یادداشت مؤلف ) : زر از قدود بدود و اجسام اصنام و ابدان اوثان فرومیریختند و بر درها و دیوارها می بستند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ سنگی ص ٤٢١).

معنی بدود | واژه جو