واژه جو

بدون‌مجوز

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

غیر مجاز، عدوانی، تأیید نشده، غیر قانونی، غصبی، غصب شده، دزدی، مفروض، اشغالی، اشغال‌شده، به‌زور تصرف‌شده، تصرف‌شده، متصرفه، متصرفی

معنی بدون‌مجوز | واژه جو