بدون/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بِ نِ) (ص. ق.) ۱- فاقد، بی بهره. ۲- بی (نشانه فقدان یا نبودن).مترادفها و واژههای مرتبطبری، بلا، بی، عاری ≠ باواژه قبلی: بدواًواژه بعدی: بدوی