بدید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بدید. [ ب َ ] (ع اِ) هر آنچه از کاه و پنبه و پشم و جز آن پر کرده در زیر زین و پالان نهند تا پشت ستور ریش نگردد. (ناظم الاطباء). بداد زین .(از منتهی الارب ). ج، بدائد و اَبِدَّة. و رجوع به بِداد شود. ◄ خرجین . ◄ مانند و همتا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مثل و نظیر. (از ذیل اقرب الموارد). ◄ (ص ) فلاة بدید؛ بیابانی که در آن کسی نباشد. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بیابان پهناور. (از ذیل اقرب الموارد). بدیدة.
بدید. [ ب َ ] (ص ) ظاهر. (غیاث اللغات ). پدید. رجوع به پدید شود.