بدیهی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ) [ ع. ] (ص نسب.) ۱- روشن، آشکار. ۲- آن چه که عقل برای پذیرفتنش نیاز به استدلال ندارد.مترادفها و واژههای مرتبطآشکار، روشن، مبرهن، غیرقابلانکار، واضح، هویدامرتجل ≠ غیربدیهیواژه قبلی: بدیههواژه بعدی: بدیهیات