بذیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بذیم . [ ب َ ](ع ص ) قوی و توانا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (ازذیل اقرب الموارد). ◄ دهن بدبو. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). دهنی که بوی آن متغیر باشد. (از ذیل اقرب الموارد). ◄ خردمندی که در خشم از جا نرود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آنکه در غیر مورد غضب خشمناک نشود. (از ذیل اقرب الموارد).