بر افتادن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
از میان رفتن، نابود شدن، نابود گشتن، نیست شدن، ورافتادن (متضاد: روآمدن) ملغا، منسوخ گشتن، منسوخ شدن، متروک شدن (متضاد: متداول شدن، رایج گشتن، بابشدن) قلعوقمع شدن، منقرض شدن، انقراضیافتن ازمد افتادن، دمده شدن (متضاد: باب شدن، مد)