بر باد رفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. رَ تَ) (مص ل.) تلف شدن، ضایع گشتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. رَ تَ) (مص ل.) تلف شدن، ضایع گشتن.
مترادف و متضاد واژهدان
به بادفنا رفتن، پایمال شدن، تلف شدن، حیف و میلشدن، ضایع شدن، هدر رفتن خراب شدن، ویران شدن، منهدم شدن (متضاد: آباد شدن) نابودشدن، نیست شدن، فنا شدن، معدوم شدن