بر روی استادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بر روی استادن . [ب َ اِ دَ ] (مص مرکب ) حریف دروکش شدن و قدم فشردن با حریف در جنگ . (بهارعجم ) (از آنندراج ) : همچو مسطرمینمایم هرکه را راه سخن تا بدست آورده ره بر روی من استاده است . تأثیر (از آنندراج ). ز جولان نظر مجروح میشد روی نیکویش چه سان دل داده خط راکاین چنین استاده بررویش . صائب (از آنندراج ). در دهر هر که هست مهیای جنگ ماست بر روی ما کسی که نه استاد رنگ ماست . میرصیدی (از آنندراج ).