بر زبان داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بر زبان داشتن . [ ب َ زَ ت َ ] (مص مرکب ) بزبان داشتن . بزبان گرفتن کنایه از فریب دادن بحرف و صوت ملایم و سخنان نالایق گفتن کسی را. ◄ کنایه از زبان زد کردن . ◄ رسوا کردن . ◄ در نفرین گرفتن . (آنندراج ) : دگر آزادگی با کائناتم سرگران دارد جنونم از شکایت عالمی را بر زبان دارد. زکی همدانی (از آنندراج ).