واژه جو

بر زبان رفتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بر زبان رفتن . [ ب َ زَ رَ ت َ ] (مص مرکب )بر زبان گذشتن . گفته شدن . بر لفظ رفتن : چندان دعای جان تو گوییم کز ملال بیخواست بر زبان تو دشنام می رود. کمال خجند (آنندراج ).

معنی بر زبان رفتن | واژه جو