بر سیخ کشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بر سیخ کشیدن . [ ب َ ک َدَ ] (مص مرکب ) بسیخ کشیدن . برسیخ زدن : در همان گرمی کشد برسیخ تا نخجیر را ناوکش را شصت صاف او ترازو کرده است . فطرت (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بر سیخ کشیدن . [ ب َ ک َدَ ] (مص مرکب ) بسیخ کشیدن . برسیخ زدن : در همان گرمی کشد برسیخ تا نخجیر را ناوکش را شصت صاف او ترازو کرده است . فطرت (از آنندراج ).