بر شتر نشستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بر شتر نشستن . [ ب َ ش ُ ت ُ ن ِ ش َ ت َ ] (مص مرکب ) کنایه ازآشکارا شدن چیزی که خواهند پنهان ماند : بر اشتری نشینی و سر را فرو کنی در شهر میروی که نبینید مر مرا. مولوی . رجوع به برنشستن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بر شتر نشستن . [ ب َ ش ُ ت ُ ن ِ ش َ ت َ ] (مص مرکب ) کنایه ازآشکارا شدن چیزی که خواهند پنهان ماند : بر اشتری نشینی و سر را فرو کنی در شهر میروی که نبینید مر مرا. مولوی . رجوع به برنشستن شود.