بر یخ نوشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بر یخ نوشتن . [ ب َ ی َ ن ِ وِ ت َ ] (مص مرکب ) کنایه از هیچ انگاشتن و کار بی مقدار و بی اثر کردن و ضایع ساختن کاری و کار بیهوده و بی فایده کردن . (برهان ). و رجوع به یخ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بر یخ نوشتن . [ ب َ ی َ ن ِ وِ ت َ ] (مص مرکب ) کنایه از هیچ انگاشتن و کار بی مقدار و بی اثر کردن و ضایع ساختن کاری و کار بیهوده و بی فایده کردن . (برهان ). و رجوع به یخ شود.