برآرنده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برآرنده . [ ب َ رَ دَ / دِ ] (نف مرکب ) برآورنده . بناکننده . آفریننده : برآرنده ٔ ماه وکیوان و هور نگارنده ٔ فرّ و دیهیم و زور. فردوسی . چنین گفت کای برتر از جان پاک برآرنده ٔ آتش و بادو خاک . فردوسی . برآرنده ٔ گردگردان سپهر همو پروراننده ٔ ماه و مهر. عنصری . ای برآرنده ٔ سپهر بلند انجم افروز و انجمن پیوند. نظامی . برآرنده ٔ سقف این بارگاه نگارنده ٔ نقش این کارگاه . نظامی . ◄ بیرون آورنده . ◄ برکشنده . ترقی دهنده . برآورنده . رجوع به برآوریدن شود.