برآمدگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برآمدگی . [ ب َ م َ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی برآمده . نتو. حدبه . محدب بودگی . برجستگی . ◄ بلندی و ارتفاع در جایی یا عضوی . ◄ آماس . رجوع به برآمدن و برآمد شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
برجستگی چیز برآمده، بینی، چانه، فک، نوک، دماغ، سیب زنخدان، منقار، آنتن، دکمه، چیز برجسته، برجستگی آماس، بادکردگی، ورم
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی