برات
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ) (اِ.) نوشتهای است که به موجب آن دریافت یا پرداخت پول را به دیگری واگذار کنند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ) (اِ.) نوشتهای است که به موجب آن دریافت یا پرداخت پول را به دیگری واگذار کنند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برات . [ ب ُ ] (فرانسوی، اِ) ملحی که از ترکیب اسیدبوریک با یک باز حاصل شده باشد. (ناظم الاطباء). نمک اسیدبوریک . (از لاروس ).
برات . [ ب َ ] (اِخ ) (شب ...) لیله ٔ مبارکه نیمه ٔ شعبان . لیلةالصک . (یادداشت مؤلف ). روز چهاردهم ماه شعبان . (ناظم الاطباء). شب پانزدهم شعبان . شب چک . (فرهنگ فارسی معین ) : از زمان آمدند بهر ثنات جمعه و بیض و قدر و عید و برات . سنایی . و شب پانزدهم از ماه شعبان بزرگوار است و او را شب برات خوانند و همی پندارم که این از قبل آن است که هر که اندرو عبادت کند و نیک بجای آرد، بیزاری یابد از دوزخ . (التفهیم بیرونی چ جلال همائی ص ٢٥٢).
برات . [ ب َ / رْ را / ب ِ رْ را ] (از ع، اِ) اعمال نیک و خیرات . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
سند پرداخت، حواله، حواله پرداخت بخشش، عطیه
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه