برات شدن (متضاد: برات کردن)/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانخطور کردن، ملهم شدن، در دل افتادن حواله شدنواژه قبلی: براتواژه بعدی: برادر