برازنده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ زَ دَ) (ص فا.) شایسته، زیبنده.مترادفها و واژههای مرتبطدرخور، زیبنده، سزاوار، شایان، شایسته، قابل، لایق، متناسب، ورجاوند ≠ نامتناسب، نالایقواژه قبلی: برازواژه بعدی: برازندگی