براستا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بِ) (حراض. مر.) = براستای: در حق، درباره، درباب.واژه قبلی: برازیدنواژه بعدی: براطلاق