واژه‌جو

براق

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(بُ) (ص.) خشمگین، عصبانی.

(~.) (اِ.) ۱- اسب تیزرو. ۲- مرکب رسول الله.

(بَ رَّ) [ ع. ] (ص.) درخشان، درخشنده.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی براق | واژه‌جو