برانگیخته
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. اَ تَ) (ص مف.) تحریک شده، تحریض گردیده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. اَ تَ) (ص مف.) تحریک شده، تحریض گردیده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برانگیخته . [ ب َ اَ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) مبعوث . ◄ بلندشده . برخاسته . ◄ تحریک شده . وادارشده . منبعث .تحریض شده . (ناظم الاطباء). رجوع به برانگیختن شود.
مترادف و متضاد واژهدان
مبعوث تحریض، تحریکشده، واداشته
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی