برتافتن (متضاد: برنتافتن)
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
پیچیدن، تابدادن برگردانیدن، رو گردانیدن سرپیچیدن، اعراض کردن، روی برتافتن تمکین ن کردن، سرپیچی کردن، نافرمانی کردن، عصیان ورزیدن تاب آوردن، تحمل کردن، برخود هموار کردن، طاقت آوردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
پیچیدن، تابدادن برگردانیدن، رو گردانیدن سرپیچیدن، اعراض کردن، روی برتافتن تمکین ن کردن، سرپیچی کردن، نافرمانی کردن، عصیان ورزیدن تاب آوردن، تحمل کردن، برخود هموار کردن، طاقت آوردن