برخاستن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ تَ) (مص ل.) ۱- ایستادن. ۲- بیدار شدن. ۳- طلوع کردن. ۴- از میان رفتن.مترادفها و واژههای مرتبطایستادن، بهپاخاستن، برپا شدن، بلند شدنبیدار شدنبردمیدن، سر زدنواژه قبلی: برخواژه بعدی: برخاستن از چیزی