برخه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ خِ) (اِ.)<BR>۱- پارهای از هر چیز.<BR>۲- عدد کسری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ خِ) (اِ.) ۱- پارهای از هر چیز. ۲- عدد کسری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برخه . [ ب َ خ َ / خ ِ ] (اِ) پاره و حصه و بهره . (برهان ) (انجمن آرا). حصه و قسمت . قسمت . (انجمن آرا). کسر. جزوی از کل . (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ). برخ . (انجمن آرا) (آنندراج ) : از چرخ برخه برخه سعادت بجانش باد از عرش جمله جمله ز احسان کردگار. عسجدی . زان برخه برخه برخه برجان او زسعد زان جمله جمله جمله مر او را زبخت یار. عسجدی . تو را چرخ فلک در چرخه انداخت که بر یک جو زرت صد برخه انداخت . عطار. ♦ برخه ٔ دوری ؛ کسر متناوب . (از اصطلاحات مصوب فرهنگستان ) .
مترادف و متضاد واژهدان
بهره، نصیب عددکسری، کسر پاره، جزء، حصه (متضاد: اعشاری، عدد صحیح)